صعود و شکست تیم فوتبال شیلی

در میان هیاهوی هزاران کرگدن

از یاد همه بیرون می‌رود

بسان برفی که از یاد تابستان می‌رود

شهروندان همه در انتظار مرگی نشسته‌اند

به همان زیبایی نگهبان مرده‌ها

ما با هیچ مارماهی دوست نشده‌ایم

ای گرگ ای پرنده شادی

امید گره خوردة ما در پوزه خونین توست

با همان آرزویی درشت

که در سیاه‌ترین شب پائیز

کاسه‌سیاه مرگ را به سر می‌کشی

سنگ‌ها از درختان متولد می‌شوند

و گورستان‌ها از خاکستر چشمان زاغ

هنوز سیلی شکست نخورده است

و رمه‌های کرگدن از یاد تابستان می‌رود

پرنده‌ها در قطار فرادست

زمان را به شاخ درختان می‌دهند

در  برکه‌های دور

خداوند سایه‌های شیطان را رنگ می‌کند

دیوی ایستاده است

عکس دختران را در آب می‌خورد

ای پوزة بلند شکستة زمین

در پرچم سرخ نروژ

نور ابدیت جاری است

ما را به هیچ کیشی رهنمون نیست

بهتر از آن است

که آیاتم را بر سر بی‌راهه‌ها بخوانم

این کشتی‌شکسته هرگز به لنگرگاه ابدی نمی‌رسد

پس‌ازآنکه دریایی باشد

لک‌لک‌ها کوچ می‌کنند

و شادی‌ها سقوط می‌کنند

و من از دودکش بخاری به رسالت می‌رسم



تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۷ | 19:58 | نویسنده : دکتر حسنعلی(بهرام) ترنج |